نایت ملودی » خانواده » نقش پدر و مادر در ازدواج موفق فرزندان

نقش والدین در تصمیم گیری ازدواج فرزندان

بر همین اساس است که خانواده ها در امر ازدواج مهمترین راهنما برای فرزندانشان محسوب می شوند و خانواده هایی که توانایی برقراری ارتباط خوب با جوان خود را دارند ؛ لازم است مواردی را رعایت کنند:
توجه به حرف های یکدیگر
یکی از آفت های ازدواج جوانان؛ بی شک نشنیدن حرف آنهاست! والدینی که با موضوع ازدواج فرزندان خود دیکتاتورمآبانه رفتار می کنند و حرف حرف خودشان است و می گویند همین است و جز این نیست قطعا مسیری را برای احساس خوشبختی نداشتن در زندگی فرزندشان باز خواهند کرد!
به همین دلیل لازم است تا حرف های فرزندان در آستانه ازدواج به خوبی شنیده شود و دلایل عقلی و احساسی آنها را شنیده و اگر نیاز به منطق و راهنمایی داشتند آنها را کمک کنید.
از مهمترین و آرامش بخش ترین نکات که به یک ازدواج موفق منتهی می شود، آرامش دادن والدین با خوب گوش دادن به فرزندان در مسیر ازدواج است.
درک شرایط فرزند در آستانه ازدواج
یکی از آفت های ازدواج جوانان؛ بی شک نشنیدن حرف آنهاست! والدینی که با موضوع ازدواج فرزندان خود دیکتاتورمآبانه رفتار می کنند و حرف حرف خودشان است و می گویند همین است و جز این نیست قطعا مسیری را برای احساس خوشبختی نداشتن در زندگی فرزندشان باز خواهند کرد!

والدینی که سعی می کنند دنیا و به خصوص مسیر ازدواج را از زاویه دید  جوان خود نگاه کنند، و با فرزند در مسیر ازدواج خود هم قدم شده و احساس درونی او را جستجو کنند؛ می توانند او را به یک ازدواج موفق رهنمون سازند. در یک جمله بهتر است اینگونه بیان شود که لازم است تا والدین دنیا را از دید فرزند خود ببینند تا میزان علاقه او به فرد مورد نظرش یا به زندگی آینده اش را درک کنند.
اگر والدین درک صحیحی از شرایط روحی جوان خود نداشته باشند او را ناخواسته در بحرانی قرار می دهند که با خود اینگونه می اندیشد:
پدر و مادرم مرا از دستیابی به عشق و همسر آینده ام منع می کنند!
و چنین احساسی بستر ورود به ناسازگاری و حرف نشنوی و لجاجت و تصمیمات عجولانه در مسیر انتخاب همسر خواهد شد.
تعیین تکلیف واضح ممنوع
زمانی که جوان شما درگیر انتخاب همسر است،والدین باید هوشمندانه رفتار کرده و به گونه ای رفتار نکنند که فرزندشان گمان کند؛ آنها تصمیم دارند برای او تعیین تکلیف کنند!
این درست است که هر پدر و مادری خیر و صلاح فرزند خود را خواسته و اگر امر و نهی ای جلوی پای او می گذارند صرفا به جهت خیر خواهی است، اما در مسیر ازدواج باید صبوری کرد و بیان نظرات به گونه ای نباشد که جوان احساس کند حیطه مشخصی برای او تعیین شده و از او تصمیم خاصی انتظار می رود و آزادی عمل ندارد!
شما پدر و مادر عزیز در چنین زمانی در نقش یک پیشنهاد دهنده ظاهر شوید و به صورت بدون تاکید و خیلی دوستانه منظور خود را در قالب یک پیشنهاد برای فرزند خود اعلام کنید.
موضع گیری نکنید
اگر تمام راهکارهای بالا را به کار ببرید و زمانی که جوانتان اسم شخص خاصی را بیان کند که به او علاقه دارد یا می خواهد نظر شما را درباره وی بداند؛ و شما در مقابل او موضع گیری کنید؛ بی شک همه چیز تمام می شود!
به عبارتی دیگر اگر در همه مراحل ازدواج همراه فرزند خود بودید اما در لحظه نهایی در مقابل او موضع بگیرید که فلانی هرگز! یا فلانی یا پدر و مادرت ! و از این گونه جملات قطعا او این احساس را خواهد داشت که والدینش در مقابل انتخاب او موضع گرفته اند. صبور باشید و اگر نظر مخالفی دارید طوری حساب شده و با  آرامش بیان کنید که او دچار بد بینی و برداشت موضع گیری از رفتار شما نشود.

 

نقش پدر و مادر در زندگی هر فردی آنقدر پر رنگ و واضح است که نیازی به توضیح ندارد

 

هر اشتراکی تفاوتی خواهد داشت
والدین، همیشه نقش والد بودن را برای فرزندان خود دارند! حتی زمانیکه فرزندان پا به عرصه جوانی می گذارند و تصمیم به ازدواج می گیرند. اگر پدر و مادری هستید که جوانی درآستانه ازدواج دارید بدانید که نحوه راهنمایی شما و تک تک رفتارهای شما در زندگی آینده جوان در آستانه ازدواجتان تاثیر گذار است.

بی شک در کنار هر نوع اشتراکی ، تفاوت هایی هم وجود خواهد داشت! بگذارید جوان شما آمادگی مواجهه با تعارضات پیش از ازدواج را کسب کند! شما به عنوان بزرگتر به او بگویید که نباید از هر اشتراکی گمان به خوشبختی مطلق ببرد! گاهی ممکن است اشتراکات کم و تفاوت ها زیاد باشد گاهی هم برعکس. آنچه مسلم است؛ قطعا اشتراکات کم می تواند منجر به درک متقابل و احساس خوشبختی شود و این یکی از وظایف والدین است که به عنوان افراد با تجربه در زندگی مشترک به جوان خود یادآوری کنند که از اشتراک های خود و همسر آینده اش نهایت استفاده را برای خوشبخت شدن ببرد.
او را از تفاوت های همسر آینده اش نترسانید و زندگی با فرد مورد نظرش را در نظرش مانند یک کابوس به خاطر یک سری تفاوت ها جلوه ندهید.
جوان خود را مجبور به ازدواج  نکنید
گاهی والدین از روی علاقه به جوان خود به او اصرار می کنند تا ازدواج کند. گاهی پا را فراتر گذاشته و مدام سن و سال او را به رخ کشیده و با این روش سعی می کنند او را به ازدواج ترغیب کنند.
والدین باید بدانندکه ازدواج اجباری جز دردسر و احساس پشیمانی چیزی نخواهد داشت!
هر گونه اجباری در امر ازدواج ؛ چه بر سر اصل ازدواج کردن باشد و چه بر سر انتخاب فرد بخصوصی، قطعا باعث بستری خواهد شد که یک روزی یا یک جایی از مسیر اصلی خود منحرف شده و به چالش کشیده می شود.
شما بعنوان پدر و مادر اگر قصد معرفی فردی را به جوان خود دارید یا می خواهید او را به ازدواج تشویق کنید، صرفا باید به عنوان یک پیشنهادصحبت خود را مطرح کنید تا هر گونه استنباط اجبار در ذهن جوانتان از آن دور شود.
مثلا بگویید نظرت راجع به ازدواج چیست؟ تمایلی به ازدواج کردن داری؟
یا دختر خانواده فلانی را چطور ارزیابی میکنی؟ آیا فکر میکنی همسر مناسبی برای تو باشد؟
یا این خواستگارت را چگونه ارزیابی میکنی؟ بنظرت می تواند تو را خوشبخت کند؟
انتخاب نهایی با چه کسی است؟
پدرها و مادرها وقتی قبل از ازدواج می گویند: «تو باید با شخص موردنظر من ازدواج کنی» یا «تو نباید با فرد موردنظرت به فلان دلایل ازدواج کنی و من او را دوست ندارم» و… اینهاباعث به وجود آمدن کدورت می شود و خواه ناخواه از فرزندشان فاصله می گیرند. شاید اینجا این سؤال پیش بیاید که پدرها و مادرها تا کجا می توانند برای ازدواج فرزندشان نظر بدهند؟ والدین نباید به گونه ای رفتار کنند که فرزندشان احساس کند از خودش هیچ اراده ای ندارد. باید به جرات گفت در این موضوع نظر نهایی را باید خود فرزند بدهد چون یک عمر زندگی را با یک مسئولیت بزرگ پیش رو دارد وکسی تا آخر این مسئولیت را به دوش می کشد که خودش از اول انتخاب کرده  باشد. در واقع بهترین حالت این است که والدین نظر موافق یا مخالف خودشان اعلام را کنند ولی در نهایت تصمیم گیری را به عهده خود فرزند بگذارند. پدر و مادر باید به جای دخالت کردن در کار فرزندشان این فضا را به او بدهند تا خودش فکر کند و تنها به اعلام نظر قناعت کنند.

همیشه حق با پدر و مادرها نیست
امروز فضای سنتی ازدواج تا حد زیادی تغییر کرده  و بچه ها ترجیح می دهند خودشان انتخابگر باشند و تصمیم بگیرند و انصافا باید گفت گاهی ملاک های واقعی تری هم برای ازدواج دارند. مثلا من بین مراجعانم جوان هایی را داشتم که وقتی درباره دلایل مخالفت های والدین و نظرات خودشان صحبت می کردند، می دیدم دلایل بچه ها خیلی منطقی تر است. البته در کشور ما نمی توان بدون خانواده  زندگی کرد. اگر خانواده ها برای ازدواج موافق نباشند بچه ها هم امروز به مشکل برمی خورند و هم فردا. آنها چند سال بعد از ازدواج مشکلاتی هم در رابطه شان و هم احساسات بدی را درون خودشان تجربه می کنند. وقتی جوانی با خانواده اش قهر باشد عملا با خودش و همه آدم  های اطراف به طور ناخودآگاه دچار تنش هایی می شود، اضطراب ها و احساس گناه را تجربه می کند و همه اینها می تواند روی زندگی شخصی و زناشویی تاثیر منفی بگذارد.

 

با مخالفت شدید والدین چه کنیم؟
اگر پدر و مادر به هیچ عنوان با ازدواج موافقت نمی کنند، جنگیدن با آنها اصلا توصیه نمی شود، فرزندان باید آنقدر درایت داشته  باشند تا بتوانند با دوستی و جلب اعتماد با پدر و مادر کنار بیایند، کمک یک مشاور هم می تواند در چنین مواقعی بسیار کمک کننده باشد، چرا که می توان با تشکیل جلسات و گفت وگوهای گروهی به همراه مشاور، فضا را کمی بازتر کرد تا والدین تا حدی نرم شوند. بهترین راه در اینجا صبور بودن است حتی تا چند سال، شاید کمی مشکلات سبک تر شوند، اگر هم مشکلات حل نشوند اما این اطمینان خاطر وجود خواهد داشت که به اندازه کافی سعی خود را کرده اید و هیچگاه احساس گناه نخواهید کرد.

 

نظرات
نام و نام خانوادگی  
آدرس ایمیل  
آدرس سایت